مگه یادم میره خاطراتم با تو

فاصله
از تو و فاصله باتو از تو و حضوری دلتنگ
تنها مونده بغضی سنگین که تو سینه می زنه چنگ
این غم پنهونی من تو ندونستی چه تلخه
این تو خود شکستن من تو ندونستی چه سخته
کاشکی بودی تا ببینی لحظه هام بی تو میمیرن
واسه با تو نبودن انتقام از من می گیرن
حالا هم صدا با یادت شعر موندن و می خونم
می دونم که ناگزیری اما منتظر می مونم
موندن من یه گریزه تو هجوم نا امیدی
تو در این هجوم ساکن یه حضور نازنینی

مگه یادم میره
مگـــه یـــادم مــــیره خـــاطـــراتم با تــــو لــــهجه خندیدن حـــالت چشــماتـــو
مگـــــه یـــــادم میره تـــــو عـــزیزم بـودی تـــو غـــم و تنهایی همه چیزم بــودی
تـــــو رسیدی وقتی گـرم هق هق بـودم تو چـرا رنجیدی مــن که عاشق بـودم
کـوچه تا کوچه هنوز جای پات جا مونده تو که نیستی اما عطرت اینجا مونـده
بی تـــو ســـــهم چشمــــام ابـر و بارونه لحظه های بی تو من و می ترسونـه
بــه یه جمله قانعم به یه حرف یا یه نگاه نازنین قـــصه تـــو فقط مــــن و بـخواه