گفتم که رفتنت یه روز قاب دلم رو می شکنه

 

گفتی که این بخت تو بود تقدیر تو شکستنه

 

وقتی که رفتی همه دنیا رو سرم انگاری خراب شد و دلم شکست

 

ساز من زانوی غم بغل گرفت رفت و کز کرد گوشه اتاق نشست

 

هر وقت که بارون می زنه تو رو کنارم می بینم

 

حس می کنم پیش منی هنوزم عاشقترینم

 

از وقتی رفتی هیچ کسی همدرد و همرازم نشد

 

هیچکسی حتی یه دفعه الماسه سازم نشد

 

رفتی ولی بدون هنوز عاشقتم تا پای جون

 

دل بهاریم عاشقه چه تو بهار چه تو خزون