متن شعر تنهایی کاری از فرخ

تنهایی
وقتی که تنهایی میاد سکوت میشــه همسفرم
غرق خیال تو می شــم غمــامو از یاد مــی بـرم
خاطره هـــای مردمــو به تو دوباره جــون می دم
حـــس می کنم پیش منی با تـو به ابرا رســیدم
لحظـــه لحظـــه شب مـــن با تــــو ســتاره بارون
مثل پرسه هــای عشقه تــــو کـــــوچه و خیابون
می شـــه از نگاه تـــو بــــه پاکــی خـــدا رســید
بــــا خیالت راهی شــــد روشنی فـردا رو دیـــــد
وقتی سکوت پــــر می زنــــه دلـم رو از تـو میبره
تو خــلوتم گم میشمو دلــم غماشو می شـمره
کاشکی تو خواب من بودی حتی خیال من بودی
همین واسم غنیمته نمی گــــم مال مـــن بودی
اگر آهنگ این شعر رو که از فرخ هست رو خواستید در قسمت نظرات اعلام کنید تا براتون بزارم